تبلیغات
قیل و قال سکوت

قیل و قال سکوت

برای خدا مینویسم.....

روزهای متفاوت من و تجربه های جدید

خیلی حرف دارم
نمیدونم کدومشو بنویسم
خیلی ناراحتم که ننوشتم و خاطراتمو ثبت نکردم از روزایی که تکرار نمیشه دیگه
الان دیگه وارد ماه 9 شدم و انشالله چندهفته دیگه نی نیمو بغل میگیرم
هرچی جلوتر میرم استرسم بیشتر میشه.خیلی از زایمان میترسم
فقط خدا بچمو سالم بده بغلم انشالله....
بریم ادامه....


ادامه مطلب

[ سه شنبه 21 دی 1395 ] [ 12:28 ق.ظ ] [ سنا ]

[ نظرات() ]


دارم مامان میشم

اون شب نتونستم زیاد بخابم و حالم اصلا خوب نبود و هزارتا فکر اذیتم میکرد...به هیچچچچکسم چیزی نگفتم...حتی به محمد
فقط دعا میکردم که باردار نباشم...

بفرمایید ادامه...

ادامه حرفام

[ پنجشنبه 10 تیر 1395 ] [ 07:39 ب.ظ ] [ سنا ]

[ نظرات() ]


حالم خیلی بده

حالم خیلی بده...دیشب همین موقع پست گذاشتم که نمیخام الان و با این شرایط بچه دار شم
اولین باره که من ده روز پریودی عقب انداختم...امروز بیبی چک گرفتم....مثبت بود....
حال مرگ دارم...داغونم...از بارداری ناخاسته خوشم نمیاد...
برام دعا کنید...فقط گریه کردم...به محمدم نگفتم
ناشکرنیستم....شوکه شدم
فردا میرم آزمایش...
دعا میکنم نباشم
خیلی بهم ریختم...واقعا آماده نیستم...


[ شنبه 22 خرداد 1395 ] [ 11:50 ب.ظ ] [ سنا ]

[ نظرات() ]


این روزهای بد...

دلم خیلی گرفته اما نمیدونم ازکجا شروع کنم...
یا اصلا میشه حسمو به نوشته تبدیل کنم تالااقل کمی سبک شم


ادامه حرفام

[ جمعه 21 خرداد 1395 ] [ 11:02 ب.ظ ] [ سنا ]

[ نظرات() ]


برگشتم



سلام دوستای خوبم
چه حس خوبیه دوباره نوشتن اینجا...گرچه با کمی غریبی همراهه...
چقدر دلتنگ آرامش اینجا بودم....و دلتنگ شماها دوستای خوبم.
واقعا نمیدونم از چی بنویسم...یکسال نبودم...اتفاق خاصی نیوفتاده اما ناراحتم که خاطراتمو ثبت نکردم
ممنون ازینکه بیادم بودید.ازم پرسیده بودید که رفتم تهران؟ نه خداروشکر شهرستان موندم و خانواده همسر تهرانن که زود به زود زیارتشون میکنیم
زندگی با سرعت با بالا و پاییناش درحال گذره و من سرگرم انواع کلاسا و مهمترینش باشگاه بودم و خداروشکر 15 کیلو کم کردم
چیزی برای گفتن یادم نمیاد جز اینکه مهمترین اتفاق این مدت که نبودم برای من آشنایی با یه دوست مهربونه که حالم باهاش عالیه و دنیام باهاش خیلی قشنگه....
و خدارو بخاطرش بسیار شاکرم!
(شاید تو یه پست رمزدار دربارش بیشتر نوشتم!!!)
انشالله که ازین به بعد زود به زود بنویسم

بعدا نوشت:چقدر دلم میگیره وقتی میبینم خیلی از دوستام یا وباشونو حذف کردن یا دیگه نمینویسن...


[ پنجشنبه 13 خرداد 1395 ] [ 09:38 ب.ظ ] [ سنا ]

[ نظرات() ]


.: تعداد کل صفحات 23 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه