تبلیغات
قیل و قال سکوت - آپ عجله ای

قیل و قال سکوت

برای خدا مینویسم.....

آپ عجله ای

سلام جیگرای من
گفتم بیام خبر بدم  که الان داریم برای بالاییا اسباب کشی میکنیم
حسابی خسته ایم و کمرمون درد میکنه!
دوساعت دیگه راه میفتیم انشاله.
خداروشکر مساله ای که نگرانش بودم حل شد.رفتن محمد افتاد 19 شهریور و باهم تا 12 میمونیم تهران.
یه کم خونه آبجیم و یکمم خونه پدرشوهر دیگه.
1و 2 هم عروسی پسر عموشه تهران و 13 و 14 هم عروسی دخترعموشه اراک بعد ازونور برمیگردیم خونمون
خداییش دوست داشتم از خانواده شوهر دور باشم.اما نه اینکه برن شهر دیگه...به هرحال.تنشون سالم.
برامون دعاکنید که دهنمون سرویس نشه با اسباب کشی و اسباب چیدن...
دلم نمیاد کمکشون نکنم.اما سعی میکنم خیلی داغون نکنم خودمو...بیشتر نگران کمر محمدم...
باورم نمیشه که دارم راحت میشم

بیادتونم و اینکه دوروز دیگه محمد برمیگرده که کارشو تحویل بده و یکی دوروزه برمیگرده تهران.اما بعید میدونم بتونم باهاش بیام و یا اینکه بزارن بیام!
خیلی دوستون دارم و دعاکنید زیاد اذیت نشیم


[ یکشنبه 27 مرداد 1392 ] [ 04:37 ب.ظ ] [ سنا ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه