تبلیغات
قیل و قال سکوت - برگشت خورده

قیل و قال سکوت

برای خدا مینویسم.....

برگشت خورده

همون شب چهارشنبه(دوشب پیش)  که آپ کردمو خونه مامان بودم.گوشی محمد خاموش بود و همش منتظر بودم ساعت 1شب بزنگه که رسیده.
ساعت 6 صبح بود که زنگید و گفت اصفهانه!!!
گفت که ساعت نزدیکای 1شب که رسیدن میبدیزد،گفتن پذیرش ندارن و همونجا رهاشون کردن.این بود که داشت برمیگشت.
دیروز بعدازظهر رسید و حالا باید بره دنبال کاراش ببینم چی میشه!
دو تا احتمال هست الان:
1-بهشون بگن که آبان بیان و دوباره اعزامشون کنن
2-بگن برین خونه هاتونو کارت بعدا براتون میاد(البته این 50 نفر همشون فقط دوماه آموزشی رو باید میرفتن و سربازی معاف بودن)

حالا خواهشا دعا کنید که گزینه 2 بشه انشاله
ازبس که من اون روز اشک ریختمو بیتابی کردم.خدا دلش واسم سوخت
به محمد میگم اگه میدونستم یه روزه برمیگردی اینقدر گریه نمیکردم
راستی ما چون خونمون تلفن نداره حالا که صابخونه اومده نتمون دیگه قطع شده و الانم خونه مامانم.اگر نمیتونم درست و حسابی بهتون سر بزنم ببخشید دیگه!
اما از خونه مامانم  آپ میکنم.
راستی صابخونه خوبی هم داریم خداروشکر....
خب دیگه من برم وسایلمو جمع کنمو برگردیم خونمون!
دعا یادتون نره ها......

[ جمعه 22 شهریور 1392 ] [ 12:59 ق.ظ ] [ سنا ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه