تبلیغات
قیل و قال سکوت - ادامه ماجرا و حال این روزهاااا

قیل و قال سکوت

برای خدا مینویسم.....

ادامه ماجرا و حال این روزهاااا

سلام به عزیزاااااااااااااااااااااااااای دلم که حسابی دلتنگتونم و به همتون فکر میکن...
ببخشید که چندروز شد چند ماه!!!
خب نمیدونم چی بگم و از کجا....
اول فقط چندخط ادامه پست قبل و بگم و بذارمش کنار!

به بزرگواریتون بقشید که نتونستم سربزنمو جواب نظراتتونو بدم!
بفرمایین ادامه

بعداز عروسی دخترعموش ده بودیم و قرار بود چندروز بعد محمد بره سربازی.
قرار بود برگردیم خونمون.که محمد گفت پدرجانش امرکرده خونه دهشون و که گچ کردن رو براشون تمیز کنیم و بعد محمد بره یه سری وسیله ها رو که نبردنو گذاشتن واسه همون خونه دهشون تا وقتی میرن اراک برن اون خونه روستاشون و راحت باشن.بیاره و براشونم بچینه و بعد بریم.
خیلی حرص خوردم که طبق معمول یه نه بلدنیس بگه.
دلم سوخت که تنها میخواست اونجارو تمیز کنه و گفتم چندروز دیگه هم میخواد بره آموزشی و با این کمردردش کلا ناقص میشه.
رفتم کمکش و گچای کف خونه رو با کارتک کندم و تمیز کردم و چندبار جارو زدمو چندین بار سطل آب ریختمو شستم و خلاصه کلی جون کندم و کمذ خودمو ناقص کردم!
دیگه کمرم راست نمیشد و وقتی دراز کشیدم دیگه نمیتونستم تکون بخورمو بلندشم.گریه میکردم.....به سختی راه میرفتم و میلنگیدم.
پدرشوهرم دیدمو گفت چرا اینجوری راه میری؟گفتم خونه رو تمیزکردم کمرم گرفته!
بجای اینکه بگه خب ممنونم بیا یه دکتر ببرمت.گفت: اخخخخخخخخخ و یه سری تکون داد....حرومشون شه بخدا.بخاطرمحمد اینکارو کردم فقط و دیگه عهد کردم هیچکاری واسشون نکنم.
آخه چندبار مادرشوهرم اینا اومدن خونمون.بحث که شد گفتم خونتونو تمیزکردم کمرم داغون شده.برگشت گفت:آره زنعموی محمد بهم گفته بود!
همین .حتی نگفت دستت دردنکنه.شعورشم نرسیده بود که ی احوال بگیره!!!!
برای رفتن محمدم اومدن خونمون و من گفتم خوبه پدرشوهم اومده باهم میریم همدانو محمد و رد میکنم اما 5صبح که محمد رفت حتی از تو رختخوابشم بلند نشد تا دم در بیاد!زهی خیال باطل!!!!
محمد رفت و بارون اشک من راه افتاد....نزدیک ظهرم که  میخواستن برن پدرشوهر گیر داده بود که باید بیای تهران(چون شب قبلش عروسی بودن و همه پرسیده بودن که پسرت میخواد بره عروست میره کجا و برای اینکه آبروش نره گیر داده بود باید بیای)
منم دیدم تازه از شرشون راحت شدم و اگه دارمم میزدن نمیرفتم!گفتم نمیام و به پدرشوهر برخورد!!!!جهنننننننم!!!!
تو این سه ماهه چهارباری اومدن!

خب خداروشکر خیلی خوبه که خانواده شوهر رفتن و بعدا ی پست جداگانه میذارم درموردش!
ماهم عید قربان رفتیم تهران چشن عقد پسرعموی محمد و فقط ی شب اونجا بودیم و حوصله ندارم بگم چه حرصایی همون ی شب خوردم!ی شبم رفتیم سمنان و برگشتیم زود.
بگم که محمد همچنان بیکاره و روزای خیلی سختی رو میگذرونیم و همچنان داریم میریم زیرقرض...
خدا بیامرزه پدر بابامو که کمک محمد و داداشم کرد که ی کار ورمی راه انداختن و البته حالا 5-6ماهی طول میکشه که انشاله سود بده....به خاطر نداشتن ضامن وامشون هم جور نشده و کلی هم ازونطرف رفتن زیر قرض!!!
توروخدا خیلی دعا کنین که ی کاری پیدا کنه....خیلی غصه میخوره!!!
خیلی ناراحتم که این سه ماه حتی نمیپرسن که پسرمون تو که بیکاری تو این گرونی از کجا میاری میخوری؟چند بارم اومدن و تاسوعا عاشورا هم اینجا بودن انگار نه انگار...خانواده ای به این بی خیالی و بی محبتی و بی...........ندیدم به عمر!!!
خبرندارن که برا پول کرایه ماشینمونم میمونیم!
ماهی یه بارم زنگ نمیزنن و وقتی هم میزنگن نمیگن گوشی بده تا با منم حرف بزنن.
اون ماه محمد گفت که اینا زنگ نمیزنن بذار من بزنگم.زنگید و گوشی هم زد رو بلندگو و تا مامانش گوشی رو برداشت آبرومونو برد که بی معرفتی و فکرنمیکردم اینجوری باشی و میخواستم چیام بدم و هرچی از دهنم درمیاد بهت بگمو واسه همه شارژدارین و به ما که میرسه ندارین و ....
خداروشکر که شوهرمنم زبون نداشت جواب بده و اینقده حرف زد که وقتی قطع کرد نشستیم گریه کرده!!!
واقعا ازشون بدم میاد و دیدنشون خوشحالم نمیکنه!!!!
دقیقا همین الان مامانش بعداز سه هفته زنگید و همین ماجرای بالا تکرار شد و دارم حرص میخورم....
من هم که تو خونم و تقریبا شروع کردم درس بخونم و این ترم درسام خیلی سنگینه!
تا عیدقرارداد داریم و بعدازامتحانا انشاله به صاحبخونمون میگم که خونرو بذاره بنگاه تا قبل از عید بریم ازین خونه.وانشاله دیگه واسه عیدکه بریم ی خونه دیگه اونجا نت میگیریم انشاله....
عزاداری های امسال خیلی بهم چسبید و عالی بود....
انشاله عزاداریهای شماهم قبول باشه....
خیلی حرفا دارم اما دیگه زیاد شد....خیلی دوستتون دارم و بیادتونم.
الانم از خونه مامانم دارم آپ میکنم...
دعا یادتون نره که به دلای پاکتون ایمان دارم.....


[ چهارشنبه 6 آذر 1392 ] [ 11:05 ب.ظ ] [ سنا ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه