تبلیغات
قیل و قال سکوت - خداجون عاشقتم....

قیل و قال سکوت

برای خدا مینویسم.....

خداجون عاشقتم....

سلام خداجونم....سلام همه امیدم...

اومدم باهات حرف بزنم...دردودل کنم...

تشکر کنم....

خداجونی ازت ممنونم مهربونم....

هنوزم که به رسیدن من و همسری به هم فکر میکنم...به نظرم یه چیز محاله...اما تو با همه لطفت به اینجا رسوندیمون...

جز توهم پشتوانه ای نداشتیم و همیشه به خودت توکل کردیم....ممنونم که همیشه جوابمون و دادی....

تو همه ی سختیها کمکمون کردی...

-یادته وقتهایی رو که به خاطر زندگیم و همسرم از خیلی چیزا گذشتم....میدونم که جواب همه ی اینارو خودت بهم میدی...

-وقتهایی که حتی واسه کرایه ماشین میموندیم...یا میمونیم و پیاده میرفتم یا میریم...

-وقتهایی که همسری واسه دانشگاه رفتن پول کرایه ماشین نداشت و نمیرفت و کلی ناراحت بود و بغض میکرد...

-وقتایی تو نامزدی که همسری وقتی میخواست به خونشون برگرده پول کرایه ماشینش و با هزار التماس من میدادم و اونم سرش و پایین مینداخت و با هزار بغض و ناراحتی میرفت...

-وقتهایی که نامزد بودیم و همسری،همدان تو خوابگاه دانشجویی بود و مثل الان نمیرفت و برگرده،کلی دنبال کار گشت و آخر مشغول کارِِ کاریابی شد و تاحدی راه میرفت که شبا از خستگی و کمردرد و پا درد نمیتونست برام زنگ بزنه و من از اینجا واسش گریه میکردم....

-وقتایی که میدیدم شوهرم چیزی نداره،هیچی ازش نمیخواستم...

-وقتایی که تو خونه هیچی نداشتیم و پولی واسه خرید نداشتیم،کلی فکر میکردم و با همونایی که تو خونست یه چیزی درست میکردم و یادمه یه بار با نرمی بهم گفتی که خانمی دیگه زیاد به غذا درست کردن اهمیت نمیدی ها...

منم که دلیلش و میدونستم،به روت نیاوردم و ازت عذرخواهی کردم....

-همین عید 90 که اولین عید بعد از عروسیمون بود و من جز یه جوراب چیزی نخریدم و محمدم ازین مسئله خیلی ناراحت بود و همش میگفت که مثلا اولین عیده که توخونمی...منم فقط میگفتم که لباسام نوئه و نیازی ندارم...

-وقتی که بعد از یکسال و اندی...چندوقت پیش واسه اولین بار تونستیم گوشت بخریم(گرچه هردو خانواده کمی گوشت بهمون میدادن)

-وقتی که بعداز عروسی به مراسم میرفتم و همون لباسهای تکراری قبل رو میپوشیدم و کمی باخجالت همراه بود....اما از ته قلبم افتخار میکردم وخجالت رو فدای همسرم میکردم

-وقتی پول دانشگاه و نداشتم بدم و برای اینکه به محمدم  فشار نیاد،مرخصی گرفتم

-وقتهایی که اینقدر گیر میکنیم که من به هزار تومن ته قلک هم،رحم نمیکنم...

-ازهمه سخت تر وقتایی که سرت و از شرمندگی جلوم بلند نمیکردی و غصه هات،به شونه های محکم و مردونت فشار میاورد...

-وقتایی که نمیتونیم کسی رو مهمون کنیم...چون نداریم....

-وقتایی که تو کل ماه جز یارانه پول دیگه ای نداریم....

-وقتایی که کلی بامحمدم حرف میزنم که پول برام مهم نیست و اخلاق خوبش واسم کافیه...

-وقتی که واسه عروسیمون،به خاطر اینکه محمدم دستش تو جیب خودش نبود و خودمون نداشتیم که خرج کنیم...وقتی که باباش واسه ی عروسی ،واسه خریدن وسایل و پول خرج کردن،عذاب دنیارو بهمون داد....

-وقتی که یه شارژ هزاری میگیریم و نصف اون و واسه همدیگه میفرستیم...

-وقتی که مریضیم و جاییمون درد میگیره و به خاطر اینکه نداریم هزینه ی دکتر و بدیم،تا جایی که امکان داره،سعی میکنیم صدامون درنیاد و دیگری غصه نخوره.....

(وقتی که نامزد بودیم بابام به همسری پول داد که برام دفترچه گرفت،1ماه بعد از عروسیمون مهلتش تموم شد و ماهم نداشتیم 90تومن بدیم واسه دفترچه)

-وقتی که به میوه فروش گفتم"نیم کیلو سیب میخوام" اونم دلم و شکست و گفت نیم کیلو نمیفروشم....

-وقتایی که اجازه نمیدم هیچ کدوم  ازینهارو همسری بفهمه.....

-وقتایی که فقط به تو توکل کردیم و هیچ کس جز خودت این چیزها رو نفهمید....

-وقتایی که.......................

خداجون تموم این لحظات،تو رو حس کردم...تو کمکم کردی...تو کنارم بودی...

خداجونم به خاطر اینکه تا اینجا رسوندیمون و نذاشتی دستمون جلوی کسی جز خودت دراز شه....ممنونم...

خدای مهربونم...به خاطر اینکه تموم این لحظات نذاشتی خسته بشیم و پشتمون بودی،ممنونم...شکر...

به خاطر اینکه دستمونو رها نکردی...شکر...

خداجونم شاهدی که هیچ وقت شکایت نکردیم...هیچوقت اجازه ندادیم کسی اینهارو بفهمه....

خدایا ایمان دارم جواب همه ی اینارو خودت بهمون میدی....

خداجون بازم اگه صلاح میدونی،کار محمدم و قطعی کن....

خداجون عاشقتم....

 

 



[ یکشنبه 27 آذر 1390 ] [ 05:01 ب.ظ ] [ سنا ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه