تبلیغات
قیل و قال سکوت - چه کنم؟؟؟؟

قیل و قال سکوت

برای خدا مینویسم.....

چه کنم؟؟؟؟

سلام گلای خودم

شرمنده که اینبار اینقده دیر شد....کلی تعریف دارم...

امشب تولد همسریه....قربونش برم

کلی یواشکی که نفهمه واسش کادو گرفتم....کلی برنامه ریزی کردم

کلی نقشه دارم واسه شب....

حالا صبح که اومدم بیام سرکار، برادر شوهر اومده میگه شب واسه داداشم تولد بگیریم.....

منم اعصابم خورد شد و گفتم امشب نمیتونم،فرداشب....

حالا عزیزش کردن...

آخه میدونید...ما تا حالا تولد 2 نفری نداشتیم خووووووو....

پارسالم اونا رو دعوت کردم پایین....با اونا خوش نمیگذره....

نه میتونم لباس خوجل بپوشم...نه میتونم ببوسمش....نه میتونم آرایش کنم....

تازه....تکون بخوری مادرشوهر میگه ماه صفره....نکنید!!!

کلا خورده تو ذوقم....خیلی ناراحتم الان....

حال میگم امشب خودم واسش بگیرم،فردا شب با اونا....

فرداشب داییش اینام خونم دعوتن...دسته جمعی میگیرم

به نظر شما چه کنم؟

میترسم اگه امشب خودم تهنا بگیرم،بفهمن و ناراحت بشن...

بدی همخونگی با مادرشوهر اینه دیگه.....تکون بخوری میفهمن...

دلم میخواد داد بزنم......

فعلا گیجم که چیکار کنم؟

فردا میگم که چی کردم.....

شما بودید چی میکردید؟



[ شنبه 17 دی 1390 ] [ 10:50 ق.ظ ] [ سنا ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه