تبلیغات
قیل و قال سکوت - مسافرت

قیل و قال سکوت

برای خدا مینویسم.....

مسافرت

سلام سلام خوشگلای خودم

خوبین؟خوشین؟

دلم یه ذررررررره شده بود براتون

شرمندم که این مدت نتونستم بهتون درست و حسابی سر بزنم

سرم شلوغ بود.

یکی از دوستای همین کانون مون،به عنوان خادم الشهدا رفته جنوب و علاوه بر کافینت،به جای اونم میومدم.

   

دیگه اینکه بعداز ظهرا نمیام سرکار فعلا...شاید تا تابستون....

هم اینکه خستم....هم اینکه کلی کار دارم....هم اینکه اگه چشم نخورم یه کم درس بخونم....

امروزم انتخاب واحدمه....

       

راستی همین کانون خودمون کلاس سراجی گذاشته بود

(با چرم،درست کردن کیف پول و...یاد میگیریم-با دست میدوزیم)

همسری گفت برو کلاسش،منم قبول کردم.

انشاله کلاسم تموم شد عکس کارام و میذارم...

      

قرار بود من و همسری 22بهمن بریم تهران،خونه آبجیم.

حالا امتحان همین کلاسم افتاده 26بهمن.خیلی بد موقع...

دیگه بعداز بیست و ششم هم نمیرسم.

به همین خاطر انشاله فردا شب(یکشنبه شب)میریم تهران.

الهی قربون محمدم برم،همش میگه امشب بریم که بیشتر پیش آبجیت بمونی...اما من به کارام نمیرم واسه امشب

اما نکته جالبش اینجاست که همسری من و میذاره و خودش برمیگرده چون مرخصی نداره.

خونه آبجیم خیییییلی خوش میگذره....میرم پیش خواهرزاده هام

بهلللله حالامنم خییییییلی وحشتناک به همسری وابسته ام....بعید میدونم دووم بیارم....البت اونم همینطوره...

حتی فکرش گریه ام میندازه...

بهش میگم 2روز بعد از 22بهمن مرخصی بگیره و پنجشنبه بیاد تهران....حالا خدابزرگه...

اما من میگم خوبه آدم چندروزم از همسرش دور باشه...

مگه نه؟نظرشما چیه؟

نهایت سعیم ومیکنم که بمونم....

سربه سر همسری میذارم ومیگم برم چندروز ازت دور باشم تا بیشتر قدرم و بدونی...

محمدم ناراحت میشه میگه اصلا نمیخواد بری...

بهش میگم اگه دلم تنگ شد و چندروز بعدش بگم بیا دنبالم چی؟

میگه همین فرداشم بگی میام.

           

خداروشکر همه چیز خوبه...

فقط تنها ناراحتیم اینه که مامانم پادرد و کمردرد گرفته.

پادردش خیلی شدیده و  رفتیم دکتر،گفت آرتروز داره و زانوهاش انحرافی داره و باید عمل شه و داخل زانوهاش پلاتین بذاره...

گرچه نمیشه به حرف دکترای شهرستان اعتماد کرد...اما خیییلی ناراحتم واسه مامانم...

مگه چندسالشه از حالا؟؟؟

توروخدا براش دعا کنید....خیلی اذیت میشه...

         

شاید این ده روز نتونم بهتون سر بزنم و آپ کنم

اما به یادتون هستم و دعاتون میکنم

خییییییییییلی دوستون دارم. 



[ شنبه 15 بهمن 1390 ] [ 10:35 ق.ظ ] [ سنا ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه