تبلیغات
قیل و قال سکوت - تولدم مبارک......

قیل و قال سکوت

برای خدا مینویسم.....

تولدم مبارک......

    

امروز تولدمه....26 اسفند.....

پیر شدیم دیگه .... دارم میرم تو بیست و یك سال

نمیدونم چرا تولدم كه میشه دلم میگیره

به این فكر میكنم كه این یكسال كه گذشت چه فرقی كردم و پسرفت داشتم یا پیشرفت

كه امسال به نظرم از لحاظ معنویات و درسی  وحشتناك افت داشتم

این دل تنگی وقتی ذوق میکنی که تولدت افتاده جمعه و همسری پیشته،اما همسری مجبورمیشه 8صبح بره سر کار و روز تولدت تهنا تو خونه بمونی بیشترم میشه....

بی خیال بگذریم.....

 تولدم مبارك

حالا دست دست دست

بپرین وسط ببینم.......

        

دیروز صبح وقتی داداشم اول صبح زنگید که واسشه شام بریم خونه مامانم،فهمیدم که میخوان برام تولد بگیرن

دیگه بعداز ظهر که جمعه آخرسال بود رفتم سرخاک و سر خاک عزیزام...

میخواستم برگردم که داداشیم زنگید و گفت بیا فلان پاساژ،منم فهمیدم که همونطور که همسری گفته بود رفتن که برای تولدم گوی بخرن

آخه همسری ازم پرسیده بود که برام بخارشو بخره یا موبایل

منم که گوشیم و چندبار داده بودم درست کنن گفتم موبایل

دیگه رفتم اونجا و دیدم گوشی خوبی برام انتخاب کردن اما واقعا گوشی خیلی گرون شده

دیگه همون و خریدیم یعنی نوکیا لمسی c5

بعد همسری برگشت سرکار و من و داداشم رفتیم خونه و درحین تماسهای مکرر این دوتا باهم بنده پی بردم که کیک سفارش ندادن و حالا که همه قنادیها شده شیرینی عید،کیک گیرشون نمیاد

آخر باخنده به داداشم که داشت تلفنی با همسری میحرفید گفتم بهش بگو بره پارک سبز اونجا کیک داره

بله و همسری حالش گرفته شد که مثلا میخواسته غافلگیرم کنه

آخرسرم کیک گیرشون نیومد شیرینی تر گرفتن یه جور چیدنش که بانمک شده بود و از دور شبیه کیک بود....

با داداشم که بیرون رفته رفته بودیم دوتا قندون خریدم که پولشو داداشم حساب کرد به جای کادوتولدم

بابام پول داد

مامانم ازقبل بهم قابلمه پیرکس داده بود و ....

 

انشاله كه همه كاراتون تموم شده باشه وآماده نوروز باشید

منم كه تقریبا كارام و تموم كردم‘جمعه قبل همسری موكت و فرش تو راهرو رو شست و منم دستبكار آشپزخونه شدم....

البته چندروز قبلش یكی از كابینتام و تمیز كرده بودم و پنجشنبه هم یخچالم و تمیز كردم

دیگه جمعه كاشی و سرامیك وگاز و آبگرمكن و تمیز كردم و حال كمرم و حسابی جا آوردم

دیگه دو روزپیش دیوارای حال و دستمال كشیدم و تمیز كردم

فقط كمی ریزه كاریهام مونده،میخواستم فرشم و بدم قالیشویی همه باهام دعوا كردن كه تمیزه وخرابش میكنی

میخوام شامپوفرش بهش بكشم و پرده و شیشه هام میمونه و از همه مهمتر سفره هفت سین...

آرومم نگرفت ،كمرم همچنان میدرده

   

راستی پدرشوهر جمعه اومد خونمون و به همسری اشاره كردم كه ازش بپرس میخوان برن اراك؟اگه میخوان برن خونه رو میفروشه؟همسری پرسید و پدرشوهر گفت كه آره میخوان برن و گفت كه اگه ما رفتیم یه مستأجر واسه پایین پیدا كنید و خودتون برین بالا و این یعنی خونه رو نمیفروشه

پدرشوهر پراید خریده و به مادرشوهر با كلی ذوق تبریك میگم كه خوبه كمرت درد میكنه واسه عید اذیت نمیشی

میگه ای بابا من كه اصلا  واسه  ماشین ذوق نمیكنم.....

دیگه شام هم بهمون گفتن رفتیم بالا

بعدازشام تا ساعت ا نیمه شب نشستیم تعریف اینقده غیبت كرد كه نگو

دلش نمیخواد بره اراك،دلم سوخت واسش بهش گفتم كه شوهرت بگیر زبون و راضیش كن بمونید

اما ازینكارا بلد نیست قهرن باهم

   

دیگه یكشنبه باهمسری رفتیم همدان خرید كه از صبح تا غروب  كلی چرخیدیم اما متاسفانه از اونجایی كه بدپسندم فقط یه كفش خریدم همسری هم میخواست كت بخره كه همدان هرچی پوشید با اینكه خیلی بهش میومد خوشش نیومد

برگشتیم و از شهر خودمون یه كت نیم پالتو كتان خرید

دورش بگردم خیلی بهش میاد

البته از همدان یه مانتو هم خریدم كه مناسب عید نیست  همسری دید ازش خوشم اومده خودش واسم خرید وگرنه نمیخواستم بخرمش

هنوز كلی خریدام مونده از یه مانتو خوشم اومده اما پوشیدمش اصلا بهم نمیومد

تقصیر خودمه تپل شدم

امسالم كه وحشتناك همه چیز گرونه

           

راستی یه سوال آبجیا:

میگم من کفش عیدم مشکیه ازین پاشنه 10 سانتیا....

به نظر شما ضایعست که با شلوار لی دمپا تنگ بپوشم؟

به نظرتون برم دمپا دار واسه روش بگیرم؟

آخه شلوارم و یه ماه پیش گرفتم...

   

خب پیشاپیش سال نو مبارک

انشاله سال خوبی داشته باشید....من بیادتونم و انشاله سال تحویل دعاتون میکنم.....

بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس



[ جمعه 26 اسفند 1390 ] [ 12:52 ب.ظ ] [ سنا ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه