تبلیغات
قیل و قال سکوت - خلاصه ای از این مدت!

قیل و قال سکوت

برای خدا مینویسم.....

خلاصه ای از این مدت!

سلااااااااااااام ............وااااااااااااااااااایی که چقدر دلم واسه اینجا و شما مهربونا و حرفای قشنگتون تنگ شده بود....

وااااااااااااااقعا شرمنده به خاطر دیر اومدنم...اینقده دیر شد که صدای محمدم درومد و واسه اولین بار واسم نظر گذاشت.

این چندروز که دیر شد به خاطر این بود که سه روز مادرشوهرم سفره صلوات داشت و یه روزم مامانم روضه داشت و دوروزم عموی شوهرم از اراک اومده بودن اینجا که شب شهادتم خونه ما بودن!

چند روزم محمدم مریض بود و این چندروزم خودم(گوشمو دندونمو گلوم میدده!)!!!

واقعا ازتون معذرت میخوام که جواب نظرای دو پست قبل و ندادم...دیگه تکرار نمیشه انشاله...

خب فعلا قسمتی از حرفا رو مینویسم و بقیشم بعد.

بفرمایید ادامه

 

خب یه خلاصه ای ازین دوماه میگم  و انشاله پست بعد جزئیات!!!

از کمردرد محمدم بگم که تا بار بلند نکنه و زیاد این ور اونور نکنه؛خوبه وگرنه که از درد میفته تو خونه و صداشم درنمیاد!

یه شب زود خوابید و نمازشو نخونده بود.هرچی صداش کردم مینشست رو تخت و از کمردرد و دردی که به پاهاش زده بود ناله میکرد و خدارو صدا میزد...

صبح که براش تعریف کردم.خندیدو گفت:هرچی تو روز صدام درنمیاد؛شب از تو خواب لو میدم!!!

 

یک ماه قبل از عیدم  که پدرشوهرم فشارش وقندش بالا بود.برای کنترلش یه هفته اراک بستری شد و اونم حکایتی داشت و چندروزی که ماهم اراک بودیم کلی حرص خوردیم از دست این مادرشوهره!

شب تولدمم محمدم منو برد رستوران همیشگی و 25 تومن بهم پول داد و عذرخواهی کرد به خاطر کادوی کمش...

بعد که رفتیم تو ماشین بهم گفت تو داشبورد یه چیزی واسم گذاشته که بگردم و پیداش کنم و دیدم یه کارت پستال خیلی قشنگه و گفت خوب نگاه کنم که دیدم یه تراول پنجاهی هم کنارشه و نیشمان تا بناگوش باز شد...

بعدم گفت که با مهدیمون کار داره و بریم خونه مامانم که فهمیدم خبریه.

وقتی رفتیم دیدم که واسم کیک گرفته و دوباره یه کادو دیگه که کللللللللللی ذوقیدم...مامانمو و داداشا هم پول کادو دادن و کادوی محمدم این(کلیک) حلقه لاغری بود که میخواستم بخرم....

شب خوبی بود و من که حسابی خوشحال بودم...

 

خب واسه خرید عید هم خدا رسوند و آجیل هم که به خاطر نهضت آجیل(به خاطر کسایی که ندارن بخرن) نگرفتیم امسال.

عید هم بد نبود و 3روز اولشو طبق معمول این چندسال اراک بودیم و بد نبود اما بیشتر هردومون حرص خوردیم از دست خانوادش که بعدا جزئیاتم میگم انشاله...

دوازدهم عیدم که بامامانم اینا و آبجیم اینا رفتیم همدان غار علیصدر که من بار دومم بود!

از یازدهم عیدم که محمدم مریضه سنزیتش اوت کرده و تازه کمی بهتر شده...

سیزدهم با خانواده خودم رفتیم و خوش گذشت و کلی وسطی بازی کردیم

از بعداز عیدم که هرروز صبح  باشگاه میرم که واسه روحیه هم خیلی خوبه و دوباره دانشگاه و نزدیک امتحانا هم که هستیم...

چهارمین سالگرد عقدمونم که یازدهم عید بود و بازم رستوران همیشگی و یه کارت پستال بهم داد محمدم.

منم یه ماشین کوچولو و یه شاخه گل کاغذی واسش گرفتم.و کلی حرفای قشنگ بهم زد محمدم که این چهارسال باهم بودن.بهترین سالهای زندگیشه و ...

(شب قبلش واسشون یه کامیون بار میاد که چون پول لازم بودیم؛محمدم کارگر نگرفته بود و 15 تومنی رو که قرار بود بده به کارگر خودش برداشت و بارو خالی کرد.بار ذغال بود.وقتی اومد خونه به قول خودش انگاری حاجی فیروز اومده بود خونه.من اون 15 تومن و روی چشمم گذاشتم و همون بجای کادوی سالگرد عقد برام کافی بود.)

خییییییییییییلی حرفا و تعریفا داشتم که هیچیش یادم نیست.انشاله پست بعد کامل تعریف میکنم.

خب حالا قسمت مهم ماجرا:

آغااااا.....ازون جایی که محمدم ترم آخره و میخواد بره سربازی انشاله و وقتی که بره و ما برای خرجی خونمونم باید توکل کنیم.درومدن ماازین جا یه جورایی غیرممکن میشه!

ماه پیش بود که رفیق محمد گفت یه بنده خدایی میخواد مسکن مهرشو ارزون بفروشه و نیمه آمادست خونه.

یعنی واگذارش کنه

محمدم صحبت کرد و ما رفتیم ثبت نام کردیم قبل از عید واسه مسکن مهر؛که انشاله آخرای اردیبهشت جواب استعلامش میاد.

جوووووووووون من قربون اون دلای پاکتون واسمون دعا کنید که انشاله جور شه و بتونیم این خونه رو برداریم

خونش هفتاد متریه و اون طور که صاحبش گفته بود و اگه نظرش انشاله عوض نشه متری 500 میدش بهمون...

واقعا داره ارزون میدش.دعا کنید جور شه انشاله....من به دعا شماها ایمان دارم.

و این تنها نقطه کور امیدیه که درحال حاضر برای رهایی ازین جا ایجاد شده....

باورتون میشه محمد بیشتر از من عجله داره واسه رفتن ازینجا؟این چندماه خیلی اذیتمون کردن!

عاشقتونم....میام سرمیزنم به همتون بزودی انشاله.....

بووووووووووووووووووس


 



[ دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 ] [ 10:47 ق.ظ ] [ سنا ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه